تبليغاتX
همشهری از سرزمین مادری کرکوند

تاريخ: ساعت :17:32
 

حمام قدیمی شهر كركوند بزودی بازسازی می شود.جواد سلطانی شهردار كركوند با اشاره به قدمت این حمام، گفت: این حمام به صورت خزینه بوده و متعلق به ۴ قرن پیش است.
وی افزود: برای حفظ این اثر و جلوگیری از تخریب آن در وهله اول با اعتباری در حدود یكصد میلیون ریال نسبت به مرمت سقف حمام اقدام شده و بزودی با همكاری كارشناسان میراث فرهنگی و دانش آموختگان رشته مرمت آثار باستانی نسبت به مرمت آن اقدام خواهد شد.
وی ضمن تشریح ویژگی های این حمام، افزود: بنای بیرونی این حمام از سنگ و گل ساخته شده و دارای سقف های ضربی و گنبدی شكل است. مساحت آن ۲۵۰ مترمربع و دارای ۲ قسمت مجزای رختكن و گرمابه است كه توسط دالان كوچكی به هم وصل می شوند.
در عایق جداره داخلی گرمابه حمام از ملات ساروج و در قسمت سكوهای رختكن از كاشی های لعاب دار فیروزه ای رنگ استفاده شده است.
سقف رختكن از یك گنبد با چهار و نیم گنبد در اطراف آن و سقف قسمت گرمابه نیز از ۶ سقف گنبدی تشكیل شده كه روی دیوارها و ۲ ستون چهارگوش سنگ چین بنا شده است.
وی افزود: سوخت حمام در گذشته بوته بوده كه با گذشت زمان كوره جدید با سوخت روغن جایگزین كوره بوته سوز شده است.
از محل كوره ها تونل هایی به زیر محوطه قسمت گرمابه راه داشته كه در اثر حرارت كوره، كف حمام نیز گرم می شده است.
شهر كركوند كه اكنون در همسایگی فولاد مباركه، صنایع نظامی و ذوب آهن اصفهان قرار دارد در عصر صفوی از رونق خاصی برخوردار بوده و گفته می شود كه این شهر از اسكان قشقاییان در این منطقه پدید آمده است

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
یک خوندنی دیگه
تاريخ: ساعت :11:27

خلاصه اي از موقعيت شهر از نظر آب و هوا ، فاصله تا مركز ، فرهنگ و آثار تاريخي

بنا به نوشته منتشر نشده اي از دكتر علي محمد آسيا بادي كركوند از طريق اسكان يك قبيله كوچ نشين و به احتمال قوي در دوره مغول و بدنبال اصلاحات غازان خان بوجود آمده است اين مطلب را ساختار دستوري واژه كركوند كه داراي پسوند اتصاف قبيله اي و عشيره اي است نيز تأييد ميكند در اسناد و مدارك باقيمانده از دوره صفوي بويژه در طومار شيخ بهايي كركوند با همين نام آمده است . شواهدي وجود دارد كه مركزيت اين محل در اوايل دوره صفويه و پيش از آن در شمال محل فعلي در سمت غرب ده كهنه باغ معروف به باغ نواب بوده است . در سمت غرب با غ نواب كه تا چندي پيش در سال قبل هنوز بعضي از سنگ مزارهاي آن موجود بوده است . تاريخ سنگها و موقعيت محل گوياي برجسته خاندان صفوي بنام ميرزا رضي نوه دختري شاه عباس اول مي داند و او همان كسي است كه به جرم تصرف در موقوفات بدستور شاه عباس دوم اموالش توقيف و خودش كور شد . خير آباد ا... قلي خان يكي از محله هاي كركوند روستائي است كه در دوره صفويه به همين نام موسوم بوده است سياهبوم در آن زمان رمضان آباد و باغشاه يكي از مزارع محله سورچه پائين از روستاي دوره قاجار كه تابع سميرم و در اوايل دوره پهلوي خرو دهستان اشيان و تابع لنجان عليا بوده است . جمعيت شهر كركوند طبق آمارسازمان مديريت و برنامه ريزي در سال 1379 بالغ بر 6840 نفر و طبق آمار خانه بهداشت بالغ بر 9000 نفر مي باشد درصد جمعيت باسواد اين شهر 9/84 درصد و اين نسبت براي افراد لازم التعليم 7/ 98 درصد بوده است . مردم از فرهنگ و روحيه اشتراك مساعي خوبي با يكديگر برخوردارند . وجود مقبره امامزاده حليمه خاتون در اين شهر از ويژگيهاي ديگر آن مي باشد ك اهالي وجود آن را براي شهر و اهالي موجب بركت و حفظ شهر در مقابل خشكسالي و بلاياي مختلف مي دانند .

شهر كركوند متشكل از محلات كركوند ، سورچه پائين ، خير آباد ، سياهبوم و شهرك محمديه با جمعيتي در حدود 7200 نفر در حاشيه جلگه سر سبز زاينده رود در 65 كيلومتري جنوب غربي شهر اصفهان و 5 كيلومتري غرب شهر مباركه و در بين ارتفاعات زاگرس شرقي مابين چاله سنندج به سيرجان بر روي طول جغرافيايي 48/51 شرقي و عرض جغرافيايي 22/32 واقع شده و از جنوب به مجتمع فولاد مباركه ، از غرب به شهرستان لنجان و از شرق و شمال به شهرستان مباركه محدود مي شود و عبور مسير ترانزيتي گذرگاه غرب از مركز اين شهر مي باشد

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
خوندنی
تاريخ: ساعت :11:23
روزنامه ایران:
پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۲۳ ربيع الاول ۱۴۲۵
Thu, May 13, 2004
 كركوند؛ دنياى ظرفيتهاى ناشناخته
163890.jpg
در عصر سيطره آهن و فولاد و سيمان بر طبيعت سبز و فتح باغها و سبزه زاران با خانه هاى بى روزن ومكعبهاى سيمانى، يافتن شهرى كه همچنان سرسبز و باطراوت، با تكيه بر كشتزارها و رودهاى پرآبش استوار و پابرجا بماند و از تأثيرات منفى شهرنشينى كمترين گزند را ببينددر حكم كيمياست. خاصه اگر اين شهر در همسايگى بزرگترين كارخانه ها و مجتمع هاى صنعتى و اقتصادى كشور باشد.
«كركوند»  شهرى كوچك ولى زيباست با مردمانى سختكوش، مهربان و ميهمان نواز در حاشيه جنوبى زاينده رود و در فاصله ۴۰كيلومترى شهر اصفهان كه از يكسو با زاينده رود همنشين است و از اين همنشينى خجسته در قلب خود كشتزارهاى وسيع برنج را مى پروراند و از سوى ديگر با صنايع بزرگ كشور نظير ذوب آهن، مجتمع فولادمباركه، صنايع نظامى و كارخانه سيمان سپاهان همسايگى (همزيستى) بسيار نزديك دارد.
از جهت حدود طبيعى در سمت شمال اين شهر زاينده رود و كوههاى ده نو و گواره و در سمت جنوب و جنوب غربى آن كوههاى بيدكان و ميل قرار گرفته است. همچنين از طرف غرب و شرق با يك محدوده دشتى در ارتباط است.
جلگه لنجان به ويژه شهر كركوند يكى از بخشهاى حاصلخيز ايران محسوب مى شود كه مركز برنج كارى در استان اصفهان است. قسمت عمده اراضى شهر كركوند در همجوارى با زاينده رود به كشت برنج اختصاص دارد.
معرفى برنج اصفهان معروف به برنج لنجان كه در نوع خود يكى از مرغوب ترين و خوش عطرترين برنجهاى ايران محسوب مى شود خود گزارش ويژه اى را طلب مى كند. اين برنج خريداران خاص خود را داشته و به علت محدود بودن كشتزارهاى آن معمولاً  در معرض خريد عموم قرار نمى گيرد و به بازار سراسرى راه پيدا نمى كند.
۸۰درصد از كركوند در دشت و ۲۰درصد از آن در ناحيه كوهستانى قرار دارد. منطقه دشتى عمدتاً شامل زمينهاى زراعى بوده و متوسط ارتفاع آن از سطح دريا ۱۷۳۰ متر است. اين شهر داراى زمستانهاى سرد و مرطوب و تابستانهاى معتدل بوده و طبق آمار ايستگاههاى بارندگى منطقه ذوب آهن اصفهان ميزان بارندگى متوسط ساليانه در آن ۱۵۹‎/۵ ميليمتر است كه بيشترين بارندگى آن در ماههاى آبان تا ارديبهشت است.
از نظر پيشينه تاريخى وجود امامزاده بى بى حليمه خاتون كه براساس شجره نامه موجود در ارتباط با اين امامزاده نسب ايشان به حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام مى رسد و در اواخر قرن دوم هجرى مى زيسته، حاكى از آن است كه در حدود دوازده قرن پيش در اين محل مدفون گرديده است. ولى تعيين حدود جغرافيايى امامزاده كه در شجره نامه آن موجود مى باشد اشاره اى به وجودآبادى در جنب يا نزديك آن ندارد و از آسيا آباد به عنوان نزديكترين حد جغرافيايى آن يادشده است. بنابراين احتمال مى رود كركوند پس از اين تاريخ در حالى كه در مسير عبور كاروانهاى تجارى و همچنين به علت بهره مندى از دشتهاى سرسبز و همنشينى با زاينده رود در مسير عبور كاروانهاى اقوام كوچ نشين قرار داشته است با استقرار برخى از اين اقوام به صورت يك آبادى متمركز درآمده باشد كه با وجود برخى از سنگ قبرها و وجود برخى از خانوارها كه در حافظه پيران و دنياديدگان قديمى شهر در نسلهاى گذشته شان منسوب به قوم قشقايى بوده اند اين گمانه پررنگ تر مى نمايد.در وجه تسميه كركوند نيز روايات نزديك به همى نزد پيران و سالخوردگان شهر يافت مى شود. روايتى كه بيشترين تأكيد را با خود دارد حكايت از آن دارد كه اين منطقه به علت بهره مند بودن از مردان شجاع و دلاور به عنوان نقطه اتكا براى كاروان داران محسوب مى گرديده است؛ به طورى كه كاروان داران با رسيدن به اين نقطه اطراق كرده و براى مقابله با راهزنان، تحت حمايت مردان و راهنماييهاى بزرگان و دلاوران كركوند به مسير خود ادامه مى داده اند.
از آنجا كه در اين نقطه به توصيه بزرگان اين قوم، كاروان داران براى جلوگيرى از هرگونه سروصدا جهت عبوراز مناطق پرخطر و حفظ كاروان از گزند راهزنان موظف به بستن زنگوله هاى بزرگ شتران (كَرك يا كَركِه) با پارچه مى شدند. اين منطقه كركه بند و نهايتاً كركه وند به عنوان مكانى براى استراحت وبستن زنگ شتران (كركه) ناميده شده است.
كركوند از نظر وضعيت آبهاى سطحى، دائمى، موقتى و منابع آب زيرزمينى در شرايط مناسبى قرار دارد و اين مسأله به نوبه خود در كيفيت كشاورزى آن تأثير مثبتى دارد. زاينده رود به عنوان يك منبع دائمى قابل اطمينان مهمترين آنهاست. اما منابع آبى موقتى ديگرى نيز ناشى از ريزشهاى جوى بر يك حوضه آبخيز به وسعت ۳۱۷ كيلومترمربع كه از ارتفاعات غرب و جنوب شرقى اين شهر سرچشمه مى گيرد وجود دارد كه اين آبهاى سطحى موقتى نيز پس از مشروب كردن بخشى از كركوند از طريق دومسيل درشمال اين شهر به زاينده رود مى پيوندد.
مسيل اول از سمت جنوب وارد شهر شده و پس از طى زمينهاى كشاورزى در نزديكى روستاى سياهبوم به زاينده رود مى ريزد و مسيل دوم از سمت ارتفاعات غرب و جنوب غربى كركوند شروع شده و پس از عبور از زمين هاى كشاورزى در حوالى روستاى سورچه پايين به رودخانه زاينده رود مى پيوندد.
منابع آب زيرزمينى شامل چاههاى عميق و نيمه عميق، ۲۰۰۰۰ متر قنات و دو چشمه با نامهاى بيدكان و صفيرى از ديگر منابع آبى آن هستند.
چشمه بيدكان ازنوع چشمه هاى گسلى است و در دهانه دره اى به نام تنگه بيدكان قرار گرفته است. ارتفاع اين چشمه از سطح دريا برابر ۲۰۲۰ متر مى باشد و در طول ۵۱درجه و ۱۷ دقيقه و ۳۵ ثانيه شرقى و ۳۲ درجه و ۱۱ دقيقه و ۵۰ ثانيه عرض شمالى قرار گرفته و آب آن از ارتفاعات آهكى متعلق به كرتاسه تأمين مى شود.
مجموع تخليه ساليانه آب اين چشمه و چشمه اى ديگر به نام صفيرى كه در همين محدوده قرار دارد، برابر با ۴۰۵۱‎/۲ هزارمترمكعب مى باشد. شرايط خاص به وجود آمده در اين منطقه از نظر وجود كارخانجات بزرگ نظير ذوب آهن اصفهان، فولاد مباركه، صنايع نظامى، كارخانه سيمان و … همچنين وجود شركتهاى متعدد وابسته به اين صنايع كه درسطح منطقه پراكنده هستند و عمدتاً به نيروى كار زياد متكى مى باشند، باعث به وجود آمدن شرايط خاصى از نظر مهاجرفرستى و مهاجرپذيرى درسطح منطقه شده است. بدين صورت كه درصد عمده اى از مهاجرين اعم از خارج شدگان وواردشدگان به اين شهر را شاغلين فعاليتهاى صنعتى در منطقه تشكيل مى دهند و اصولاً حضورشان دراين منطقه به لحاظ اشتغال به فعاليتهاى صنعتى است. مهاجرت ازاين شهر نيز عمدتاً يا به علت اتمام قراردادهاى كارى است يا به سبب عدم وجود امكانات رفاهى وخدماتى وتحصيلات عالى كه اين امر لزوم سرمايه گذارى در زمينه امور رفاهى وخدماتى را طلب مى كند. زيرا سهم عمده اى از اين مهاجرتها به دليل دسترسى به سطح مطلوب ترى از خدمات و برخوردارى از امكانات رفاهى بيشتر صورت پذيرفته است.
كركوند از لحاظ نوع خاك، منطقه اى مساعد جهت فعاليتهاى زراعى است به همين جهت زراعت دراين منطقه از زمانهاى قديم به عنوان يكى از منابع اصلى كسب درآمد وتأمين مايحتاج اوليه زندگى محسوب مى شده است. در سطح كركوند و روستاهاى اطراف مجموعاً بيش از ۳۰۰۰هكتار زمين كشاورزى وجود دارد كه محصولات كشت شده شامل غلات بويژه برنج، حبوبات، محصولات جاليزى، سبزيجات ومحصولات علوفه اى، روغنى وپنبه است.دراين ميان محصولات باغى به علت شرايط به وجود آمده ناشى از استقرار صنايع چندان قابل ملاحظه نيست. استقرار اين صنايع بنابراظهار اهالى موجب آلودگى هوا را فراهم نموده است كه اين مسأله موجب شده درختان پس از ۲ يا ۳سال غيرمثمر بشوند. به همين جهت درحال حاضر تنها ۴‎/۳% كل زمينهاى كشاورزى را باغات تشكيل مى دهد. درميان محصولات زراعى غلات به ويژه برنج با ۵۸‎/۵% بيشترين سهم را در كشاورزى منطقه دارند و بيش از ۱۴۰۰هكتار از زمينهاى كشاورزى با همت اهالى ومديريت كشاورزى به صورت يكپارچه كاشته مى شوند.
بطور كلى فعاليتهاى صنعتى با داشتن يك نقش كليدى تأثير بسزايى بررشد وتوسعه مناطق دارند، به نحوى كه مى توان گفت: توسعه اقتصادى صورت نمى پذيرد مگر آن كه توسعه صنعتى فراهم آيد اما آنچه در توسعه كركوند اهميت دارد توافق همگان برحفظ طبيعت، كشاورزى وارزشهاى زيست محيطى آن است بطورى كه حفظ طبيعت شهر كركوند از دغدغه هاى اصلى مديران شهرى ومديران صنايع بزرگ آن منطقه است. از آنجا كه اكثر اين كارخانجات در فاصله اى كمتر از ۱۰ الى ۱۵كيلومترى كركوند قرار دارند؛ بطورى كه حتى فاصله كارخانه فولاد مباركه نسبت به اين شهر بسيار نزديكتر از آن به شهر مباركه است. اين وضع توجه جدى همه اين صنايع را به توسعه همزمان اقتصادى، كشاورزى و زيست محيطى كركوند طلب مى كند.خسرو فخرى شهردار اين شهر ضمن تأييد وجود همدلى وهمفكرى با مديران صنايع عظيم اطراف اين شهر اذعان دارد كه از ويژگى هاى خاص اين شهر وجود كشتزارهاى برنج آن است و سعى شهردارى برحفظ كشتزارها وفضاى سبز همزمان با توسعه شهرى آن است.
فخرى با تأكيد براينكه توسعه كركوند تنها در اراضى غيركشاورزى انجام مى پذيرد، مى افزايد: خوشبختانه وجود زمينهاى غيركشاورزى در جنوب اين شهر امكان رشد آتى آن را امكان پذير مى سازد.
وى مى گويد: نه تنها فضاى سبز طبيعى شهر حفظ مى شود، بلكه با همكارى مديران صنايع با ايجاد پارك هاى جنگلى وفضاى سبز مصنوعى وتوسعه فضاى سبز سعى مى كنيم در حفظ محيط زيست وكاهش آلاينده ها وتأمين بهداشت عمومى گامهاى مهمى برداريم.
همچنين از فعاليتهاى در دست اقدام مى توان به طراحى ميدانهاى شهر، احداث جاده ساحلى در حاشيه شهر به عنوان مكان تفريحى و ايجاد كمربند سبز در حاشيه غربى شهر با همكارى صنايع بزرگ منطقه از جمله فولاد مباركه اشاره نمود.
شهردار كركوند با اشاره به عبور آزادراه جنوب غرب به شمال شرق ايران از ميان شهر كركوند اظهار مى دارد: اين آزادراه كه استان خوزستان را به استان خراسان متصل مى كند. از غرب استان اصفهان وارد گرديده و پس از عبور از ميان شهر كركوند از طريق يك پل از روى زاينده رودعبور نموده واز طريق فولادشهر، نجف آبادوعبور ازدشت موته به آزادراه اصفهان، نطنز، كاشان منتهى مى شود كه با احتساب اين آزاد راه فاصله شهر كركوند تا اصفهان به ۳۰ كيلومتر تقليل پيدا مى كند.
اين مسأله تأثير مهمى در گسترش مناسبات اقتصادى اين منطقه داشته وفعاليتهاى صنعتى واقتصادى منطقه را رونق بيشترى مى بخشد.
توسعه صنعتى در هر منطقه موجب ايجاد تحولاتى به صورت شناسايى وبه حركت درآوردن هماهنگ پديده هاى طبيعى و انسانى موجود در آن منطقه به منظور بهبود بخشى فعاليتهاى توليدى و زيستى در جهت ارتقاى رشداقتصادى واجتماعى مى گردد. تأثيراتى كه پديد آمدن صنايع بزرگ بركركوند ومناطق اطراف آن داشته است به اين شرح است:
۱ ـ جذب نيروهاى مازاد وبيكاران پنهان و هدايت آنان به سمت مجتمعهاى بزرگ صنعتى منطقه و صنايع جنبى آنها
۲ ـ ايجاد درآمد براى اهالى اين منطقه و روستاهاى مجاور به خصوص افرادى كه فاقد سرمايه لازم در خصوص فعاليتهاى كشاورزى بوده اند.
۳ ـ كاهش روند مهاجرتهايى كه به علت بيكارى صورت مى پذيرفته است.
۴ ـ ايجاد مشاغل خدماتى
۵ ـ به كارگيرى سرمايه هاى اندك در كارهاى توليدى مانند احداث كارگاههايى كه به جهت تحولات فوق ميزان تقاضا براى محصولات آنها افزايش يافته است.
به طور كلى از كل شاغلين منطقه در حدود ۴۲ درصد آنها در بخش صنعت مشغول به كار هستند. اين بخش شامل مجتمعهاى صنعتى و صنايع جنبى آنها ست. علاوه بر مجتمعهاى صنعتى بزرگ نظير مجتمع صنعتى فولاد مباركه، شركت سهامى ذوب آهن، صنايع نظامى وسيمان سپاهان و همچنين صنايع جنبى آن، كارگاههاى صنعتى كوچكى نيز در سطح شهر وجود دارد كه عمدتاً با تكيه بر سرمايه هاى شخصى يا وام تأسيس شده و به صورت خصوصى اداره مى شوند. صنعت قالى بافى نيز دراين منطقه رواج فراوان دارد كه عمدتاً زنان ودختران منطقه در آن مشغول هستند. تعداد خانواده هايى كه در سطح منطقه به قالى بافى به عنوان يك شغل فرعى مى پردازند حدود ۴۰ درصد كل خانوارها راتشكيل مى دهند كه اين فعاليت خود يكى از عوامل مهم در سهيم نمودن زنان و دختران در ايجاد درآمد براى خانوارها محسوب مى شود. لذا لازم است هرچه بيشتر زمينه توسعه اين فعاليت در سطح شهرى فراهم گردد
.
 
نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
هان؟
تاريخ: ساعت :7:44
به نام خدا

سلام به همه دوستان و همشهری هایی که هرچند اندک گاهی به ما سر زدند و نظری دادند و ما را به امید روزهای خوش زنده نگاه داشتند.من در یک حمله گاز انبری حجم عکس ها را کم کردم خیلی بهتر شد سریعتر باز میشه آهنگ هم روی وبلاگ گذاشتم نمی خوای گوش بدی از سمت چپ متوفقش کن اجباری نیست.جناب اسحاق آبادی پرسیدند که من از چه زاویه ای به این عکس ها نگاه میکنم باید بگم اولا من نگاه نمی کنم دوما زاویه چی هست؟ سوما من کلا از کارهایی که انجام میدم منظور ندارم و هر چی شما دوست داری همونه.ذت زیاد

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
بازم عکس های جدید
تاريخ: ساعت :13:51

                           

                       

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
بعد می فهمی
تاريخ: ساعت :8:51

اندر حکایات و مشروحات و منقولات ده گشتی بسیار زدم و از خود فشار زیاد بر مغز آورده تا حکایتی در خور انتخاب و به زبان شیرین در محدوده پادشاهی خود در اختیار شما قرار دهم هر چه تابیدم تابیدم چیزی نیافتم در هر مورد باید نامی برده و اسامی ذکر می کردم یا اگر ذکر هم نمی کردم عالم آدم می فهمیدند که منظور حقیر از آقایان و خانمهای ایکس زاده کیستند لزا در ابتدا صلاح دیدم یکی از مشهورترین داستان ها که حتی در سطح منطقه آن  رابا نام قریه ما می شناسند ذکر گویم .

لازم به یادآوردن عزیزان است که حکایت منقوله را اینجانب همینطوری شنیده ام و از درستی یا نادرستی آن بی اطلاعم لزا به دلایل امنیتی نیز قادر به پرسیدن از بزرگان نیستم.لزا همان که می دانم می گویم راست ودرستش گردن خودتان قبل از آن از خانواده نامبرده کمال عذر خواهی را نموده اعلام می دارم در صورتی که ناراضی هستید سریعا مطلع فرموده تا مکتوبات خود را از صحنه دهر حذف نمایم.


در این باب نقل حکایت بعد می فهمی:
یکی بود یکی نبود غیر خدا و صدو پنجاه و شش میلیارد و نهصد و بیست وسه هزار هشتصدو چهل یک مخلوق هیچکی نبود
یک دهی باصفا با آدمای باصفا تر از خودش کوچه های خاکی و مردم خاکی تر از خودش همشون به یک لقمه نون راضی بودن نه نونای امروز نون گارس و نون جو می خوردن و حرفای جالب می زدند بعضی وقتا که آدم فکر میکنه تو کار اون مردم قبل خودش در می مونه عجب زمونه ای بوده.آره این ده خوب و با صفا یک حموم عمومی داشت هم واسه خانما و هم واسه آقایون این حموم یک حمومی داشت .اسم این بنده مخلص خدا محمود حمومی بود .اونجوری که بزرگترا می گن خدا بیامرز توکارش وارد بوده زبون مردم و می فهمیده اوضاع حموم حسابی جور بوده .امان از دست روزگار بد یک شبی از شبهای خدا یک بنده ای از بنده های خدا میاد در حموم زمونی که نوبت خانما بوده. از قضای روزگار هیشکی هم توی حموم نبوده خالی خالی هم بوده میاد  سلام علیکی میکنه میگه که مشدی میخوام برم حموم کار بودم خسته بودم می خوام برم دوش بگیرم مشدی هم کارشا خوب بلد بوده جواب بنده خدا را بهش میده نه عزیز دلکم حالا نوبت آقایون که نیست برو سر موقعش که شد برگرد بیا .یارو هی دوباره اصرار میکنه مشدی حالا که کسی توی حموم  نرفته رحمی تو بکن حمومک خالی از آدمه میرم زودی برمیگردم به خدا من دیگه حال ندارم برم و دوباره بیام این موقع هم دیگه کسی نمی یاد بره حموم بزار برم دوش بگیرم .دوباره مشدی میگه نه .کسی هم که توی این حموم نباشه وقت خوبی نیست نوبت خانماس نه. تو میدونی حتی اگه کسی توی حموم نباشه بری تو بیای بیرون کسی تورا ببیندت چطور میشه چه جوری جواب باید به مردمون پس بدهم .خلاصه از یارو اصرا از مشدی انکار .یارو اینقدر میگه تا مشدی خسته میشه و میگه باشه من اینجا مراقبم کسی توی حموم نیاد برو زود دوش بگیرو برگرد بیا ای امان از دل غافل که چی شد یارو میره دوش میگیره و میاد کسی هم در حمومک نمی یاد اما اون لحظه ای که داشته میومده بیرون یکی از رندون ده میبینه وقت حموم خانما یک مردکی اومد بیرون میره و لاپورت(گزارش)ماجرا به کدخدا میده های و وای ای کدخدا به داد برس دیدی چی شد مردک گنده اومد از حموم خانما بیرون کدخدا هم که حسابی عصبانیه میفرسته دنبال مشدی حمومی .های  مشدی نونت نبود آبت نبود پس تو چیکاره ای اونجا میگن فلانی از حموم خانما اومده بوده بیرون مشدی که میبینه حسابی دردسر شده میگه که ماجرا چیه بابا والله بالله قضیه اینجوری بوده ولی ای وای که آب رفته به جوی باز نمی گردد.خلاصه هر چی که مشدی شرح میده دیگه تو گوش بزرگون نمی ره میان و مشدی از کار خودش عزل میکنن .مشدی هم نگاه به چشماش می کنه و میگه :
بعد میفهمی
آره مشدی عزل شد و یکی دیگه اومد اما خیلی زود همه فهمیدند مشدی حمومی چیز دیگه است نه دیگه این حموم اون حموم قدیمی نیست دیگه نظم و انظباطی نداره دیگه حتی اون ترو تمیزی را که قبلا داشته بود هم نداره مدتی همین جوری بسر میشه طاقت مردم ده دودر میشه میرن به کدخدا میگن مشدی را برگردون حموم خود کدخدا هم از کار خودش پشیمونه میره و به مشدی میگه باز بیا .ولی مشدی  یک کلام جواب میده :نه نمی یام  و دیگه هم نمی یاد.بعد از اونه که میفهمن یعنی چی که مشدی گفته بود بعد می فهمی.خدا رحمتش کنه این جمله مشدی حالا یک ضرب المثله همه ده میدونن همه جا جمله مشدی ذکر میشه حتی مردم شهرهای اطراف میدونن بعضی وقتا توی حرفاشون میگن کرکوندیه گفته بعد میفهمی.من که ندیدم تا حالا ولی یگ نفر میگفت روی سنگ مزار مشدی هم بعد می فهمی حک شده.حرف جالبی زده خداش بیامرزدش اسم خودشا تا سالها زنده نگه داشته
والسلام

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
زندگی نامه پادشاه: همشهری دوم
تاريخ: ساعت :12:9

     

 

      وی به سال هزار و سیصدو شصت و اندی در قریه کرکوند دیده به جهان گشود.از سن دو سالگی به دلیل کارمند بودن پدر و لجباز بودن خود و طمع به داشتن مال و املاک وارد تجارت شده و بابررسی و تست پوشک بچه مهر تاییدیه وزارت بهداشت صادر می نمود لکن به دلیل فعالیت زیاد مصرف شیر بسیار بالایی نیز داشت بدین گونه ازاوان کودکی زندگی اجتماعی خویش را آغاز کرد.در دوران نوجوانی بسیار شرور و آب زیر کاه بود و در عملیات های خرابکاری زیاد شرکت نمود اما به دلیل آموزشهای جاسوسی و اطلاعاتی که در بزرگترین سازمانهای محله دیده بود هرگز لو نرفت چه بسا زیر دستان بسیاری از او که بد بخت شدند پله های ترقی را به سرعت طی کرد و توانست با رتبه ای رویایی؟؟؟ وارد دانشگاه شود.یکی از فعالین و مدافعین قهار حقوق دانشجویی نبود که ناگاه در همین زمان مقهور عشقی نا فرجام نشد اصلا او را چه به این حرفها و سوسول گیریها که عده ای در دانشگاه از خود در می آورند  از وضعیت دانشگاه او هر چه نگوییم زیاد گفته ایم  و سرانجام تن به خفتی بس عجیب داد که از او بعید می نمود اما خوب تجربه چندین و چند ساله به کمک او آمد و از پس آن نیز اگر سربلند بیرون نیامد لااقل کسی هم نفهمید از آن پس رو به حرفه بسیار بی معنی چرند نویسی آورد و در این زمینه با مشاهیر آن آشنا گردید و در یک حرکت گاز انبری تصمیم به آنلاین نمودن آن گرفت از آن پس وی گوشه عزلتی انتخاب نموده و سر در کار خویش دارد و عمری است به بطالت می گذراند و بس و به دلیل آن وی را پادشاه نامیدند که خود هم نمی داند اصلا کی گفته هان؟.

همشهری دوم :پادشاه وبلاگ نویسان شهر

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
دل نامه همشهری
تاريخ: ساعت :11:41

بسمه تعالی
امروز زمان چه زود می گذرد و شب به سرعت فرا خواهد رسید نمی دانی که ثانیه ها با چه قدرتی علیه من گام بر می دارند امروز شکست آرزوها را احساس می کنم.
شیاطین چه معنی دار به من نیشخند می زنند نمی دانم سرانجام چه خواهد شد .مجبورم بله مجبورم که بروم و گرنه این رفتن برایم آسان نیست  رفتن و ماندن من به حال کسی چه فرقی می کند شاید سراسر عالم را بگردم کسی نباشد جز چند تن که بگویند از دوری ات دلتنگیم.شاید روزهای دگر هرگز کسی نگوید ای کاش در میان ما بود ای کاش آنچه را که قبلا گفته بود باز می گفت خنده دار است چنین انسانی با این وسعت تنهایی چرا از دوری غمگین است .چرا چشمهایم دگر شادابی گذشته را ندارد خدایا چه خواهد شد خدایا کویر تنهایی ام خشک تر شده باران رحمتت چه شد خدایا تخیلات من در این کویر از کدام سراب سیراب شوند.شرمسارم از گذشته و از اکنون و احتمالا آینده ای که مانند قبل خواهد بود .شرمسار روی عزیزانی هستم که ندانستم و نفهمیدم قدر و عزتشان را شرمسار گستاخی ها و نافرمانی های خودم هستم شرمسار درگاه ملکوتم که گاهی بر ارابه شیاطین نشستم و به دره آتش سقوط کردم.شرمسار محبان آزرده خاطرم.الهی این گنه کرده بنده خویش را از رحمت و بخشش خود دور مدار پروردگارا مرا در راهی جز راه خود قرار مده .یار رب هر بار گفتم توکل بر تو ،رحمتت را بر من روا داشتی اینبار نیز میگویم توکل بر تو هرچه بر عهده حکمت ملکوتی ات گذاشتم جز رحمت نبود که رحمت جزئی از ذات توست .الهی این بار نیز توکل بر تو .صبر عطا کن

و در انتظار زمستان می سرایم:

زمستان زیباست

درکش باید کرد

زیبایی نه فقط باران است

یا که یک برف سفید

که دهد جلوه به جان وتن خاک

برف زیباست،سپیدی زیباست

اما نه همه زیبایی

زیبایی به نظر درگیر است

تکه برگی ز هوا افتاده

زیر پا له شده و درمانده

یا لکه ابری تیره

که نوید غرشی پربار است

صبر کاجی که ز سرما به درون غلتیده

یا که یک بید بلند

با همه شهره خود لرزیده

یا سیمی که بر آن گنجشکی

بی صدا خوابیده

خشکی باغچه ها

مرگ سرد این زمین

از همه شیرین تر

فکر فردای بهار

به نظر زیبا نیست

 

دوستدار دوستی هاتان همشهری

.../.../۸۶

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
قلعه میدی
تاريخ: ساعت :11:55
متن زیر برگرفته از سایت زمزار کرکوند که برام جالب بود با اجازه جناب بهرامی میگذارمش اینجا

 

قلعه مهدی


بنام خدا

آسمان کدراست وهوا کثیف

        وخورشید می درخشد

                            وپرندگان دسته دسته در حال فرار

و پرنده ذهن من نیز

به پرواز در می آید .

    و نمی دانم چرا این پرنده ذهن من دوست دارد گذشته را

آرام ، آرام پر می زند .

    و می نشیند بر شاخه یک درخت زیبا

در وسط محله ای گمنام

اما اینجا گمنام نیست

      اینجا قلعه مهدی ایست .*1

نزدیکی حمام سنگی ده

آن طرف تر قهوه خانه ای بر پاست

    و مردمان آشنا در آن جمع

        از همه جا سخن می گویند

            شاهنامه می خوانند

                 افسانه می بافند

                  و از حافظ

                     و از سعدی شعر

                        و قصه شاه پریان

                           و قصه هزارویکشب را

در آن سو صدای خش خش برگ های ریخته شده در گذر

در زیر پای رهگذران

        همان آدم های آشنا

                              به گوش می رسد .

و گاه گاهی نیز نسیم خنکی آنها را به رقص وا می دارد .

 در کوچه های قدیم

 

 

فصل پاییز است

      صدای موذن های پیر می آید .

        از امامزاده

         از حسینیه

         راه دوری نیست .

گویی در میان جمع خبریست .

شور وشوق عجیبی بر پاست

       داس بدست در حرکت

       و شالیزارها آماده

در صحرا :

پشت جویها *2

پشت باغ ها

سرخی ها

صحرا پایین ،ده کهنه ، لورک ، دره ها ،شط ، تیر پا تیر ها

سرخی ، باغ علیخان ، باغ کهنه ،مَرغ ها ، کلماران و سه دانگیها*3

  برای چیدن

 

فریاد وهمهمه کودکان

                            در کوچه ها ودکه ها

                                              وبازی چوب وپِل

                                                       و هفت سنگ پسر ها

ودختران

گرگم وگله و قُطور

 

و دوباره باز می بینم

          مردمان آشنا را

کربلایی دکان دار است

و آسید درس می دهد

وعبدالخالق تعزیه آنچنان می خواند .

 

و چقدر صاف است آسمان

              وچقدر پر آب است چشمه ها

                    و چقدر مشغول هستند زنان

       کار می بافند *4

        و نخ می ریسند

   واز گاو ها شیر می خواهند .

 

وچقدر شادنند

و تنها غم آنها

             ناله اطفال است .

 

 

و چقدر صاف است آسمان

    و چقدر گرفته است دل من

و پرنده ذهنم باز می گردد .

                  وچقدر کثیف است هوا

                 و چقدر کدر است آسمان

                  و چرا پرنده ها فرار می کنند ؟

  

«تابستان  86»

نبی

 

 

 

 

 

 

 

1-      به گویش محلی قلعه میدی

2-      به گویش محلی پشت جوقیا

3-      به گویش محلی سلنگییا

4-      کار بافتن  همان بافتن پارچه با کارگاههای سنتی می باشد .
 

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
یادها و خاطره ها
تاريخ: ساعت :13:35
سلام

متاسفانه شهرداری داره همه جا را خراب میکنه منم از یک سری مناطق در معرض خطر که همش برای ما خاطره است عکس گرفتم امیدوارم لذت ببرید.نیازمند عکس های شما هستم

 

                      

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
تصاویری از قسمت های زیبای کرکوند که شاید چند سال دیگه اینطوری نباشند
تاريخ: ساعت :12:22
در صورت باز نشدن تصاویر بر روی آن کلیک راست نموده و show picture را کلیک کنید

 

 

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
کرکوند اینه
تاريخ: ساعت :18:35

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
karkevand text
تاريخ: ساعت :14:44

Many people visit Karkevand and Emamzadeh every year.lots of them say it is the most exiting city in the world.when visitors think about Karkevand ,they usually think about Emamzadeh Halime Khaton .karkevand  city hase 2 boroughs Karkevand and Siyahboom.

There are a lot of things to see in Karkevand.and it is easy for the visitor to get to the different parts of the city .in Karkevand ,the  Emam avenue go east and west.when you want to go by bus,you can buy a subway token or you can put the right money in the box beside the driver.ther are buses on most avenues and bigger street.they run 12 hours each day.

14 Masom park: a quite place to get away from the noise and the crowds of the city

if you want too look at the buildings in Karkevand ,don’t look up! The city is not full of skyscrapers.many building are not very beautifull.but some are wonderful

Karkevanders love to watch and play exiting games of football and ….if you want to see a football games,go to Shohada stadium

Karkevanders love parades and there is in one part of the city all years in Moharam months..Hosseiniye parade is longest,oldest,and most famouse of all the Karkevands parades.

Some visitor find Karkevanders are very friendly.some are,some aren’t

There are four areas in the city-north or oldest part (Deh kohne),west part or Hasel abad,.central part,south part or Valie asr

In my city there are many oldest building .Khane arbabi and Borje kabotar are famouse of it.

نمایی از خانه اربابی و امامزاده

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
سلام
تاريخ: ساعت :11:45
ای بکرده اعتماد واثقی      بر دم و بر چاپلوسی فاسقی

قبه ای بر ساخته ستی از حباب     آخر آن خیمه ست بس واهی طناب

زرق چون برق است و اندر نور آن      راه نتوانند دیدن ره روان

این جهان و اهل آن بی حاصلند     هردو اندر بی وفایی یک دلند

زاده دنیا چو دنیا بی وفاست     گرچه روآرد به تو آن رو قفاست

    

نگاریده شد توسطهمشهری نوین | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo